die

Spirit of horror death

die

Spirit of horror death

جنگل تاریک Dark Forest غابة مظلمة

amir jen1 | Wednesday, 20 November 2013، 03:13 PM

 
آنچه گذشت به اون روستا رفتیم  وشب اون زنه جن زده رو دیدیم صدای جیغ جن روی شیشه و... 

این قسمت خانه ی ترسناک قسمت 2

خوب رفتیم تو جنگل یه قطره خون رو دستم چکید نه اشتباه نوشته بودم هنوز برای اون جا زوده رفتیم به جنگل و صدا هایی می اومد مثل جیغ داد گریه وای چی بود یه اسکلت اسکلت روی زمین زهرا پیدا کرد

زهرا:این چیه با لرز 

من نمی دونم جولو تر رفتیم توی اون جنگل 

وای اما یه صدای ترسناک بلند از یه طرف رفتیم اون جا یه کلبه ی بزرگ 
یه صدای وحشت ناک ازش بلند شد ما رفتیم توش وای چه قدر ترس ناک بودتصور کن رفتیم وای به یه تخت برخوردیم 


فرشید:بزار ببینم زیر تخت چی واااااااای که یه دفعه یه چیزی مثل یه بچه ولی خیلی خیلی ترسناک تر اومد بیرون گریه می کرد زخمی بود جیغ زد و زهرا در رفت ما همه وحشت زده نگاهش می کردیم که یه دفعه رفت زیر تخت وصدای چند جیغ بلند شد بلند و در ها همه باز شدن ودر ما داشت باز می شد و صدای جیغ و از عروسک های صدای خنده 

یه جن با یه سینی اومد جولومون فرشید می لرزید فرشاد جیش کرد 

وگفت دهنش باز کرد کلی و بعد یههههههههههههههه صدای جیغ بیشتر شد گریه عروسک هاهم هق هق می کردن که یه دفعه یه جن اومد

این داستان دامه دارد

What happened to the village that night we went to hear him scream got the puck and the puck over the glass ...

This is the horror house Part 2




Z : What is it with the chill

She went into the woods than I do not know Jvlv
 
Oh, but he's a voice of horror went up from the side of the cottage there is a large
We went there was a loud noise frightened her flimsy Wow Wow how fearful we become Bvdtsvr now having a flat


and we stood tall and the opening was all was open and the sound of screams and laughter dolls

A genie came out with a tray Jvlvmvn Farshid shaking his pee F.

Kelly said he opened his mouth and scream Yhhhhhhhhhhhhhhh more tears to weep Hahm doll that suddenly came a genie

This story has been continuing

ما حدث لل قریة فی تلک اللیلة ذهبنا للاستماع إلیه تصرخ حصلت على عفریت و عفریت فوق الزجاج ...

هذا هو الرعب البیت الجزء 2


حسنا ذهبت إلى الغابة ، لا قطرة دم یمس لی خطأ ، کنت قد کتبت فی وقت مبکر لا یزال هنا ذهب الى الغابة و جاء الصوت من مثل صرخة بکى وجدت وای الزهراء ماذا الهیاکل العظمیة الأرض و الهیاکل العظمیة

Z: ما هو علیه مع البرد

ذهبت إلى الغابة من أنا لا أعرف Jvlv


أوه ، لکنه صوت الرعب صعدوا من جانب الکوخ هناک کبیر
ذهبنا کان هناک ضوضاء عالیة خائفة لها واهیة نجاح باهر نجاح باهر کیف خوفا نصبح Bvdtsvr وجود الآن على شقة


و قفنا .. و کان وکان کل افتتاح مفتوحة وصوت الصراخ و الضحک دمى

وجاء الجنی خارجا مع علبة Jvlvmvn فرشید تهز له تبول F.

وقال کیلی انه فتح فمه و یصرخ Yhhhhhhhhhhhhhhh مزید من الدموع للبکاء هاهم الدمیة التی فجأة جاء الجنی

تم عرض هذه القصة مستمرة
  • amir jen1

نظرات  (۱)

  • میلاد علیدوست
  • سلام.داداش راستش بگو  آخرش چی میشه؟؟سرکار که نیستیم.جون داداش بگو من طاقتش و دارم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی